انواع اموال در قانون مدنی چیست؟ منقول و غیرمنقول با مثال
قانون مدنی اموال را چگونه به منقول و غیرمنقول تقسیم میکند؟ در این مقاله تعریف هر دسته، مثالهای کاربردی و تفاوت آنها با اموال عمومی و مباحات را میخوانید.
انواع اموال در قانون مدنی چیست؟ منقول و غیرمنقول با مثال
پاسخ کوتاه
مادهی ۱۱ قانون مدنی اموال را به دو دستهی اصلی منقول و غیرمنقول تقسیم میکند. مواد ۱۲ تا ۱۸ نمونهها و آثار بعضی اموال غیرمنقول را توضیح میدهند؛ مواد ۱۹ تا ۲۲ دربارهی اموال منقولاند؛ و مواد ۲۳ تا ۲۸ قواعدی دربارهی اموالی دارند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. نکتهی مهم این است که بعضی مالها فقط برای هدف مشخصی، مثل صلاحیت دادگاه یا توقیف، «در حکم» منقول یا غیرمنقول قرار میگیرند؛ این حکم را نباید به همهی آثار حقوقی آن مال تعمیم داد.
خانه، خودرو، محصول زمین، دستگاه نصبشده در کارخانه و حتی طلب اجارهبها همگی «مال» هستند؛ اما قانون برای همهی آنها یک حکم واحد در نظر نمیگیرد. تشخیص منقول یا غیرمنقول بودن مال میتواند در موضوعهایی مثل صلاحیت مرجع رسیدگی، توقیف مال یا تنظیم معامله اثر داشته باشد.
برای نمونه، آپارتمان غیرمنقول است؛ اما اجارهبهای پرداختنشدهی همان آپارتمان، طبق مادهی ۲۰ قانون مدنی، از حیث صلاحیت محاکم در حکم مال منقول است. این مثال نشان میدهد گاهی باید پرسید: «مال از چه نوعی است؟» و گاهی پرسش دقیقتر این است: «برای کدام اثر حقوقی، در حکم چه نوعی قرار میگیرد؟»
قانون مدنی چه انواعی از مال را جدا میکند؟
مادهی ۱۱ قانون مدنی میگوید اموال بر دو قسماند: منقول و غیرمنقول.
مال غیرمنقول چیست؟
طبق مادهی ۱۲، مال غیرمنقول مالی است که نتوان آن را از محلی به محل دیگر منتقل کرد، مگر آنکه جابهجایی باعث خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود. زمین و ساختمان نمونههای روشن این دستهاند.
مواد ۱۳ تا ۱۸ چند مورد دیگر را هم بیان میکنند:
- اجزای بنا و تأسیسات ثابت: زمین، ساختمان و لولههایی که در زمین یا بنا برای عبور آب یا مقصود دیگری کار گذاشته شدهاند؛ مانند لولهی آب داخل دیوار.
- اشیای نصبشده در بنا: آینه، پردهی نقاشی یا مجسمه، اگر طوری در بنا یا زمین نصب شده باشند که جداکردنشان به خود آنها یا محل آسیب بزند.
- محصول و درخت: محصول زمین تا زمانی که چیده یا درو نشده، و درخت تا زمانی که بریده یا کنده نشده، غیرمنقول است. اگر بخشی از محصول برداشت شود، همان بخش برداشتشده منقول میشود.
- برخی ابزارهای کشاورزی: حیوان یا وسیلهای که مالک برای کشاورزی یا آبیاری اختصاص داده، از جهت صلاحیت محاکم و توقیف در حکم غیرمنقول است؛ مثل دستگاهی که مالک برای آبیاری همان مزرعه اختصاص داده است.
- برخی حقوق و دعاوی: حق انتفاع از مال غیرمنقول، حق ارتفاق مانند حق عبور از ملک دیگری، و دعوای مربوط به خود ملک، تابع مال غیرمنقول است.
در مثال آخر، منظور این نیست که حق عبور یک قطعه زمین است؛ قانون برای برخی آثار، آن را تابع ملک غیرمنقول میداند.
مال منقول چیست؟
مادهی ۱۹، مال منقول را مالی میداند که بتوان آن را جابهجا کرد، بدون آنکه به خود مال یا محل آن خرابی وارد شود. خودرو، میز و صندلی، تلفن همراه و محصولی که از زمین چیده شده، نمونههای معمولاند.
مواد ۲۰ تا ۲۲ نکتههای خاصی دارند:
- طلب و بدهی: قرض، بهای پرداختنشدهی معامله و اجارهبهای ملک، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقولاند؛ حتی اگر موضوع معامله یا اجاره، ملک غیرمنقول باشد. پس خانه همچنان غیرمنقول است، اما طلب اجارهبهای آن برای این منظور حکم منقول دارد.
- کشتی و بعضی کارخانهها: کشتی و قایق قابل حرکت، و کارخانهای که از نظر ساختمان جزئی از بنای ملک نیست، در شمار منقولات آمدهاند. مادهی ۲۱ یادآوری میکند که توقیف برخی از این اموال ممکن است تشریفات خاص داشته باشد.
- مصالح ساختمانی: سنگ و آجری که برای ساختمان تهیه شده اما هنوز در بنا به کار نرفته، یا پس از خرابی از بنا جدا شده، منقول است. پس از نصب، ممکن است با توجه به نحوهی اتصال و مواد ۱۲ و ۱۳، وصف آن متفاوت شود.
اموالی که مالک خاص ندارند چه وضعی دارند؟
پس از بحث منقول و غیرمنقول، مواد ۲۳ تا ۲۸ سراغ اموالی میروند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. این بخش، دستهی سوم در تقسیم مادهی ۱۱ نیست؛ موضوع جداگانهای دربارهی مالکیت و استفاده از مال است.
- طرق و شوارع عمومی: مادهی ۲۴ تملک خصوصی راههای عمومی و کوچههایی را که انتهای آنها بسته نیست، منع میکند.
- اموال مورد استفادهی عموم: مادهی ۲۵ نمونههایی مثل پلها، آبانبارهای عمومی و چاهها یا قناتهای مورد استفادهی عموم را مطرح میکند.
- اموال دولتی و عمومی: مادهی ۲۶ اموال دولتیای را که برای مصالح یا انتفاع عمومی اختصاص یافتهاند، قابل تملک خصوصی نمیداند. این ماده در ۱۴ آبان ۱۳۷۰ اصلاح شده است.
- مباحات: طبق مادهی ۲۷، بعضی اموال مالک خصوصی ندارند و مردم میتوانند مطابق قانون آنها را تملک یا از آنها استفاده کنند. قانون از زمین موات بهعنوان مثال نام میبرد؛ اما این مثال به معنی اجازهی تصرف خودسرانه در هر زمین بایر نیست و باید قوانین خاص مربوط به زمین و منابع طبیعی هم بررسی شود.
- اموال مجهولالمالک: مادهی ۲۸ دربارهی مالی است که مالک آن معلوم نیست و مصرف آن را با اذن حاکم یا مأذون از طرف او بیان میکند. چنین مالی را نباید با مال رهاشده یا مال گمشده یکی دانست؛ مال پیداشده احکام جداگانهای دارد.
دستهبندی اموال در یک نگاه
انواع اموال در قانون مدنی چیست؟ منقول و غیرمنقول با مثال
پاسخ کوتاه
مادهی ۱۱ قانون مدنی اموال را به دو دستهی اصلی منقول و غیرمنقول تقسیم میکند. مواد ۱۲ تا ۱۸ نمونهها و آثار بعضی اموال غیرمنقول را توضیح میدهند؛ مواد ۱۹ تا ۲۲ دربارهی اموال منقولاند؛ و مواد ۲۳ تا ۲۸ قواعدی دربارهی اموالی دارند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. نکتهی مهم این است که بعضی مالها فقط برای هدف مشخصی، مثل صلاحیت دادگاه یا توقیف، «در حکم» منقول یا غیرمنقول قرار میگیرند؛ این حکم را نباید به همهی آثار حقوقی آن مال تعمیم داد.
خانه، خودرو، محصول زمین، دستگاه نصبشده در کارخانه و حتی طلب اجارهبها همگی «مال» هستند؛ اما قانون برای همهی آنها یک حکم واحد در نظر نمیگیرد. تشخیص منقول یا غیرمنقول بودن مال میتواند در موضوعهایی مثل صلاحیت مرجع رسیدگی، توقیف مال یا تنظیم معامله اثر داشته باشد.
برای نمونه، آپارتمان غیرمنقول است؛ اما اجارهبهای پرداختنشدهی همان آپارتمان، طبق مادهی ۲۰ قانون مدنی، از حیث صلاحیت محاکم در حکم مال منقول است. این مثال نشان میدهد گاهی باید پرسید: «مال از چه نوعی است؟» و گاهی پرسش دقیقتر این است: «برای کدام اثر حقوقی، در حکم چه نوعی قرار میگیرد؟»
قانون مدنی چه انواعی از مال را جدا میکند؟
مادهی ۱۱ قانون مدنی میگوید اموال بر دو قسماند: منقول و غیرمنقول.
مال غیرمنقول چیست؟
طبق مادهی ۱۲، مال غیرمنقول مالی است که نتوان آن را از محلی به محل دیگر منتقل کرد، مگر آنکه جابهجایی باعث خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود. زمین و ساختمان نمونههای روشن این دستهاند.
مواد ۱۳ تا ۱۸ چند مورد دیگر را هم بیان میکنند:
- اجزای بنا و تأسیسات ثابت: زمین، ساختمان و لولههایی که در زمین یا بنا برای عبور آب یا مقصود دیگری کار گذاشته شدهاند؛ مانند لولهی آب داخل دیوار.
- اشیای نصبشده در بنا: آینه، پردهی نقاشی یا مجسمه، اگر طوری در بنا یا زمین نصب شده باشند که جداکردنشان به خود آنها یا محل آسیب بزند.
- محصول و درخت: محصول زمین تا زمانی که چیده یا درو نشده، و درخت تا زمانی که بریده یا کنده نشده، غیرمنقول است. اگر بخشی از محصول برداشت شود، همان بخش برداشتشده منقول میشود.
- برخی ابزارهای کشاورزی: حیوان یا وسیلهای که مالک برای کشاورزی یا آبیاری اختصاص داده، از جهت صلاحیت محاکم و توقیف در حکم غیرمنقول است؛ مثل دستگاهی که مالک برای آبیاری همان مزرعه اختصاص داده است.
- برخی حقوق و دعاوی: حق انتفاع از مال غیرمنقول، حق ارتفاق مانند حق عبور از ملک دیگری، و دعوای مربوط به خود ملک، تابع مال غیرمنقول است.
در مثال آخر، منظور این نیست که حق عبور یک قطعه زمین است؛ قانون برای برخی آثار، آن را تابع ملک غیرمنقول میداند.
مال منقول چیست؟
مادهی ۱۹، مال منقول را مالی میداند که بتوان آن را جابهجا کرد، بدون آنکه به خود مال یا محل آن خرابی وارد شود. خودرو، میز و صندلی، تلفن همراه و محصولی که از زمین چیده شده، نمونههای معمولاند.
مواد ۲۰ تا ۲۲ نکتههای خاصی دارند:
- طلب و بدهی: قرض، بهای پرداختنشدهی معامله و اجارهبهای ملک، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقولاند؛ حتی اگر موضوع معامله یا اجاره، ملک غیرمنقول باشد. پس خانه همچنان غیرمنقول است، اما طلب اجارهبهای آن برای این منظور حکم منقول دارد.
- کشتی و بعضی کارخانهها: کشتی و قایق قابل حرکت، و کارخانهای که از نظر ساختمان جزئی از بنای ملک نیست، در شمار منقولات آمدهاند. مادهی ۲۱ یادآوری میکند که توقیف برخی از این اموال ممکن است تشریفات خاص داشته باشد.
- مصالح ساختمانی: سنگ و آجری که برای ساختمان تهیه شده اما هنوز در بنا به کار نرفته، یا پس از خرابی از بنا جدا شده، منقول است. پس از نصب، ممکن است با توجه به نحوهی اتصال و مواد ۱۲ و ۱۳، وصف آن متفاوت شود.
اموالی که مالک خاص ندارند چه وضعی دارند؟
پس از بحث منقول و غیرمنقول، مواد ۲۳ تا ۲۸ سراغ اموالی میروند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. این بخش، دستهی سوم در تقسیم مادهی ۱۱ نیست؛ موضوع جداگانهای دربارهی مالکیت و استفاده از مال است.
- طرق و شوارع عمومی: مادهی ۲۴ تملک خصوصی راههای عمومی و کوچههایی را که انتهای آنها بسته نیست، منع میکند.
- اموال مورد استفادهی عموم: مادهی ۲۵ نمونههایی مثل پلها، آبانبارهای عمومی و چاهها یا قناتهای مورد استفادهی عموم را مطرح میکند.
- اموال دولتی و عمومی: مادهی ۲۶ اموال دولتیای را که برای مصالح یا انتفاع عمومی اختصاص یافتهاند، قابل تملک خصوصی نمیداند. این ماده در ۱۴ آبان ۱۳۷۰ اصلاح شده است.
- مباحات: طبق مادهی ۲۷، بعضی اموال مالک خصوصی ندارند و مردم میتوانند مطابق قانون آنها را تملک یا از آنها استفاده کنند. قانون از زمین موات بهعنوان مثال نام میبرد؛ اما این مثال به معنی اجازهی تصرف خودسرانه در هر زمین بایر نیست و باید قوانین خاص مربوط به زمین و منابع طبیعی هم بررسی شود.
- اموال مجهولالمالک: مادهی ۲۸ دربارهی مالی است که مالک آن معلوم نیست و مصرف آن را با اذن حاکم یا مأذون از طرف او بیان میکند. چنین مالی را نباید با مال رهاشده یا مال گمشده یکی دانست؛ مال پیداشده احکام جداگانهای دارد.
دستهبندی اموال در یک نگاه
انواع اموال در قانون مدنی چیست؟ منقول و غیرمنقول با مثال
پاسخ کوتاه
مادهی ۱۱ قانون مدنی اموال را به دو دستهی اصلی منقول و غیرمنقول تقسیم میکند. مواد ۱۲ تا ۱۸ نمونهها و آثار بعضی اموال غیرمنقول را توضیح میدهند؛ مواد ۱۹ تا ۲۲ دربارهی اموال منقولاند؛ و مواد ۲۳ تا ۲۸ قواعدی دربارهی اموالی دارند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. نکتهی مهم این است که بعضی مالها فقط برای هدف مشخصی، مثل صلاحیت دادگاه یا توقیف، «در حکم» منقول یا غیرمنقول قرار میگیرند؛ این حکم را نباید به همهی آثار حقوقی آن مال تعمیم داد.
خانه، خودرو، محصول زمین، دستگاه نصبشده در کارخانه و حتی طلب اجارهبها همگی «مال» هستند؛ اما قانون برای همهی آنها یک حکم واحد در نظر نمیگیرد. تشخیص منقول یا غیرمنقول بودن مال میتواند در موضوعهایی مثل صلاحیت مرجع رسیدگی، توقیف مال یا تنظیم معامله اثر داشته باشد.
برای نمونه، آپارتمان غیرمنقول است؛ اما اجارهبهای پرداختنشدهی همان آپارتمان، طبق مادهی ۲۰ قانون مدنی، از حیث صلاحیت محاکم در حکم مال منقول است. این مثال نشان میدهد گاهی باید پرسید: «مال از چه نوعی است؟» و گاهی پرسش دقیقتر این است: «برای کدام اثر حقوقی، در حکم چه نوعی قرار میگیرد؟»
قانون مدنی چه انواعی از مال را جدا میکند؟
مادهی ۱۱ قانون مدنی میگوید اموال بر دو قسماند: منقول و غیرمنقول.
مال غیرمنقول چیست؟
طبق مادهی ۱۲، مال غیرمنقول مالی است که نتوان آن را از محلی به محل دیگر منتقل کرد، مگر آنکه جابهجایی باعث خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود. زمین و ساختمان نمونههای روشن این دستهاند.
مواد ۱۳ تا ۱۸ چند مورد دیگر را هم بیان میکنند:
- اجزای بنا و تأسیسات ثابت: زمین، ساختمان و لولههایی که در زمین یا بنا برای عبور آب یا مقصود دیگری کار گذاشته شدهاند؛ مانند لولهی آب داخل دیوار.
- اشیای نصبشده در بنا: آینه، پردهی نقاشی یا مجسمه، اگر طوری در بنا یا زمین نصب شده باشند که جداکردنشان به خود آنها یا محل آسیب بزند.
- محصول و درخت: محصول زمین تا زمانی که چیده یا درو نشده، و درخت تا زمانی که بریده یا کنده نشده، غیرمنقول است. اگر بخشی از محصول برداشت شود، همان بخش برداشتشده منقول میشود.
- برخی ابزارهای کشاورزی: حیوان یا وسیلهای که مالک برای کشاورزی یا آبیاری اختصاص داده، از جهت صلاحیت محاکم و توقیف در حکم غیرمنقول است؛ مثل دستگاهی که مالک برای آبیاری همان مزرعه اختصاص داده است.
- برخی حقوق و دعاوی: حق انتفاع از مال غیرمنقول، حق ارتفاق مانند حق عبور از ملک دیگری، و دعوای مربوط به خود ملک، تابع مال غیرمنقول است.
در مثال آخر، منظور این نیست که حق عبور یک قطعه زمین است؛ قانون برای برخی آثار، آن را تابع ملک غیرمنقول میداند.
مال منقول چیست؟
مادهی ۱۹، مال منقول را مالی میداند که بتوان آن را جابهجا کرد، بدون آنکه به خود مال یا محل آن خرابی وارد شود. خودرو، میز و صندلی، تلفن همراه و محصولی که از زمین چیده شده، نمونههای معمولاند.
مواد ۲۰ تا ۲۲ نکتههای خاصی دارند:
- طلب و بدهی: قرض، بهای پرداختنشدهی معامله و اجارهبهای ملک، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقولاند؛ حتی اگر موضوع معامله یا اجاره، ملک غیرمنقول باشد. پس خانه همچنان غیرمنقول است، اما طلب اجارهبهای آن برای این منظور حکم منقول دارد.
- کشتی و بعضی کارخانهها: کشتی و قایق قابل حرکت، و کارخانهای که از نظر ساختمان جزئی از بنای ملک نیست، در شمار منقولات آمدهاند. مادهی ۲۱ یادآوری میکند که توقیف برخی از این اموال ممکن است تشریفات خاص داشته باشد.
- مصالح ساختمانی: سنگ و آجری که برای ساختمان تهیه شده اما هنوز در بنا به کار نرفته، یا پس از خرابی از بنا جدا شده، منقول است. پس از نصب، ممکن است با توجه به نحوهی اتصال و مواد ۱۲ و ۱۳، وصف آن متفاوت شود.
اموالی که مالک خاص ندارند چه وضعی دارند؟
پس از بحث منقول و غیرمنقول، مواد ۲۳ تا ۲۸ سراغ اموالی میروند که مالک خاص ندارند یا برای استفادهی عمومی اختصاص یافتهاند. این بخش، دستهی سوم در تقسیم مادهی ۱۱ نیست؛ موضوع جداگانهای دربارهی مالکیت و استفاده از مال است.
- طرق و شوارع عمومی: مادهی ۲۴ تملک خصوصی راههای عمومی و کوچههایی را که انتهای آنها بسته نیست، منع میکند.
- اموال مورد استفادهی عموم: مادهی ۲۵ نمونههایی مثل پلها، آبانبارهای عمومی و چاهها یا قناتهای مورد استفادهی عموم را مطرح میکند.
- اموال دولتی و عمومی: مادهی ۲۶ اموال دولتیای را که برای مصالح یا انتفاع عمومی اختصاص یافتهاند، قابل تملک خصوصی نمیداند. این ماده در ۱۴ آبان ۱۳۷۰ اصلاح شده است.
- مباحات: طبق مادهی ۲۷، بعضی اموال مالک خصوصی ندارند و مردم میتوانند مطابق قانون آنها را تملک یا از آنها استفاده کنند. قانون از زمین موات بهعنوان مثال نام میبرد؛ اما این مثال به معنی اجازهی تصرف خودسرانه در هر زمین بایر نیست و باید قوانین خاص مربوط به زمین و منابع طبیعی هم بررسی شود.
- اموال مجهولالمالک: مادهی ۲۸ دربارهی مالی است که مالک آن معلوم نیست و مصرف آن را با اذن حاکم یا مأذون از طرف او بیان میکند. چنین مالی را نباید با مال رهاشده یا مال گمشده یکی دانست؛ مال پیداشده احکام جداگانهای دارد.
چند مثال کاربردی از تشخیص نوع مال
مثال اول: محصول زمین. میوهی چیدهنشده روی درخت، طبق مواد ۱۵ و ۱۶، غیرمنقول است؛ اما پس از چیدن، خود میوه منقول میشود. زمان برداشت میتواند در تشخیص موضوع قرارداد یا اختلاف اثر داشته باشد.
مثال دوم: ابزار کشاورزی. یک دستگاه قابل حمل، در حالت عادی منقول است. اگر مالک آن را به کار کشاورزی یا آبیاری اختصاص داده باشد، مادهی ۱۷ آن را فقط از جهت صلاحیت محاکم و توقیف در حکم غیرمنقول میداند. پس نباید بدون بررسی هدف قانونی، آن را در همهی زمینهها غیرمنقول معرفی کرد.
مثال سوم: بدهی مربوط به ملک. آپارتمان فروختهشده غیرمنقول است؛ ولی طلب بهای آن یا اجارهبهای عقبافتاده، طبق مادهی ۲۰ از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است. موضوع طلب را با خود خانه اشتباه نگیرید.
مثال چهارم: وسیلهی نصبشده در ساختمان. لولهی داخل دیوار که جداکردنش به بنا آسیب میزند، با میز یا وسیلهای که فقط در اتاق قرار داده شده یکسان نیست. مواد ۱۲ تا ۱۴ به قابلیت جداسازی و آسیب ناشی از آن توجه دارند.
این مثالها نشان میدهند پاسخ گاهی به کاربرد مال، نحوهی اتصال آن، زمان برداشت محصول یا هدفی که قانون برای حکم خاص در نظر گرفته وابسته است. در معامله یا دعوا، عنوانی که طرفین روی مال گذاشتهاند بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ متن قانون و واقعیتهای همان مورد هم باید بررسی شود.
در یک نگاه: چه زمانی باید منقول یا غیرمنقول بودن مال را بررسی کرد؟
تقسیم پایهی قانون مدنی در مادهی ۱۱ دوگانه است: مال منقول و مال غیرمنقول. مواد ۱۲ تا ۱۸ مصداقهای غیرمنقول و حقوق تابع آن را توضیح میدهند؛ مواد ۱۹ تا ۲۲ دربارهی اموال منقول و مواردیاند که برای آثار معین در حکم منقول هستند. مواد ۲۳ تا ۲۸ هم قواعد اموال عمومی، مباحات و مجهولالمالک را بیان میکنند و نباید آنها را دستهی سوم مادهی ۱۱ دانست.
پیش از خرید، فروش، توقیف یا طرح دعوا، مشخص کنید اختلاف دربارهی خود مال است یا دربارهی یک حق یا طلب مرتبط با آن؛ سپس ببینید قانون برای اثر موردنظر چه حکمی گذاشته است. قوانین خاص و شرایط هر پرونده میتوانند در نتیجه مؤثر باشند.

در حال بارگذاری نظرها…